سالروز رحلت پيام آور اخلاق و مهربانی حضرت محمد(ص)؛ شهادت سمبل بخشندگي و گذشت امام حسن مجتبي(ع) و شهادت امام رضا(ع) بر دوستداران و رهروان واقعي اين بزرگواران تسليت باد. روابط عمومي    
 يكشنبه 28 آبان 1396 | 29 صفر 1439 | 19 نوامبر 2017

سید محسن قاضی میرسعید

387 بازدید



من سید محسن قاضی میرسعید در 21 اردیبهشت ماه 1339 در محله هفت چنارتهران به دنیا آمدم.

یکی از عواملی که باعث شد به آسمان و آنچه را در آن میبینم علاقه مند شوم پشت بام منزل بود، در اواسط خرداد که امتحانات تمام میشد ، پس از طرف شان و احیانا دیدن یک فیلم از تلویزیون مجاز بودیم با دوستانمان در پشت بام جمع شویم و از هر دری سخن بگوییم ، محله ما در آنزمان در شهرزیبا واقع شده بود و آنروز اکثر منازل بر عکس امروز یک طبقه و ویلایی بود و ما ده همسایه کنار هم بودیم و پشت بام منازلمان به یکدیگر راه داشت همین موضوع باعث شد تا شبها با هم گفتگو داشته باشیم و مسلم است هوای تمیز ان موقع باعث میشد شهاب سنگ و رد آن و ستارگان پرفروغ توجه ما را جلب کند ، جایگاه خوابمان نیز در فصل تابستان در پشت بام منازلمان بود ، از همان موقع متوجه صور فلکی و جابجایی ستارگان و سیارات بودم اما نه منبعی وجود داشت که پاسخم را دریافت کنم ونه خودم به دنبال آن بودم و اگر منبعی هم بود نوجوانی و بازیگوشی مانع از تحقیق و تفحص میشد ، اما یک موضوع را خودم کشف کردم ستاره ای پر نور همیشه در افق بود گاهی به هنگام شب و گاهی به هنگام سحر ، بعدها متوجه شدم آن ستاره همان سیاره زهره منظومه خودمان است ، به هر حال دوره درسوم دبیرستان پایان گرفت و در همان سال ورود به دانشگاه انقلاب آغاز شد ، طبیعی است هر کسی به سمت و سویی رفت ، دوستان دوره نوجوانی پراکنده و دوستان جدید و با تفکرات جدید پیدا شدند ، گذشت و گذشت تا در اوایل سال 69 بود که در مسیری یک هلال بسیار زیبا را در افق دیدم آنچنان زیبا بود که باعث شد تقویم جیبی را فراهم کرده و از آنروز به بعد به دنبال ماه با هر شکل و شمایلی که بود باشم ، در تمام دوازده ماه سال 69 فقط من 5 ماه نو را در شامگاه توانستم ببینم آنهم بدون دوربین چون هیچ وسیله ای نداشتم . این کار را مرتب انجام میدادم شاید یک ماه 29 روزه را توانستم ببینم آنهم از روی پشت بام منزل ، مدتی گذشت فکر می کنم سال 70 بود که برای دیدن یک هلال صبحگاهی به پشت بام رفتم هلال درشت و پرنوری بود صبحگاه 27 قمری ، در کتابها خوانده بودم سه شب آخر ماه قمری نمی توان ماه را دید یعنی قاعدتا نمی بایستی طبق تعریف فردا صبح هلال ماه را ببینم ، یادم آمد برادرم یک دوربین دوچشمی شکاری داشت رفتم و آنرا قرض گرفتم و کمی هم با آن تمرین کردم ، صبح فردا به پشت بام رفتم هر چه منتظر ماه شدم هلالی را ندیدم هوا کمی غبار آلود بود ، با دوربین افق را جستجو کردم ناگهان هلال ماه را به زیبای و به راحتی دیدم آنروز متوجه شدم هلال ماه را در صبحگاه 28 قمری هم می توان دید ، چند ماه بعد در 15 فروردین سال 71 یا شاید چهاردهم بود که بعد از خوردن سحری و خوابیدن حدود ساعت ده صبح خواهرم به من زنگ زد و عید را تبریک گفت خیلی تعجب کردم آخه شب قبل که نمیشد هلال ماه را دید تقویم رمضان را سی روزه اعلام کرده بود ، به هر حال چون اعلام شده بود عید است روزه را شکستم و همان شب به پشت بام رفتم هوا ابری بود دقیقا یادم هست از لابلای ابرها که به سرعت پراکنده می شدند هلال ماه در ارتفاع بالا رویت شد ، برای اولین باربه تقویم شک کردم و بیشتر بنا را گذاشتم بر اینکه در غروب روز 29 ماه قمری دقت بیشتری را بر روی رویت هلال ماه داشته باشم ، اطلاعاتم در آنموقع بر روی هلال ماه زیاد نبود همچنین نه نرم افزاری داشتم و نه کامپیوتری خودم بودم و خودم و یک منبع مقارنه با اوج و حضیض و تربیع اول و دوم همین ، آنرا هم از دکتر ملک پور متولی وقت تقویم از مرکز ژئو فیزیک میگرفتم، در یکی از تماسها شخص دیگری گوشی تلفن مرکز را برداشت از ایشان خواهش کردم بآ اقای دکتر صحبت کنم ایشان گفتند دکتر رفته اند مسافرت خارج از کشور اگر کاری هست بگویید ، کارم را گفتم و مخاطب شیرین سخن من با صبر و حوصله تمام آنها را برایم خواند در ضمن صحبت متوجه شدم ایشان و من در یک محل هستیم ، بله اینچنین بود آشنایی من با استاد و سرور گرانمایه آقای صیاد ، بله حدود 23 سال است که افتخار شاگردی ایشان را داشته ام، فردی که به من خیلی چیزها را آموخت نتنها مباحث علمی را بلکه معرفت را آموخت ، صبر و بردباری را آموخت ، تلخی و شیرینی را آموخت ، دور از تکبر و ساده زیستن را آموخت با ایشان 24 سال است که آشنا هستم و هرچه آموخته ام همه از اوست ، سالها با هم به رصد رفتیم و چه خاطرات مهم و با ارزش و شیرینی را به خاطر دارم ، در اکتبر سال 2001 از شهرزیبا به جابان دماوند رفتیم و هلال صبحگاهی با سن 17 ساعت و 10 دقیقه را با چشم غیر مسلح دیدیم. در سال 2002 رکورد سن هلال ماه در جهان را بجا گذاشتیم و البته بسیار رصدهای مهمی را به اتفاق انجام دادیم.

همیشه دلم میخواست یک هلال کم سن وسال را ببینم این موفقیت در زمستان 1995 برای هلال رمضان اتفاق افتاد ، من اولین فردی در ایران بودم که با چشم مسلح در شامگاه 30 ژانویه 1995 هلالی را با سن 15 ساعت و جهل دقیقه دیدم ، در هفتم سپتامبر 2002 هلال ماهی را با سن 11 ساعت و 40 دقیقه با یک دوربین 40 در 150 دیدم و در 16 اکتبر 2001 هلال صبحگاهی رجب را با سن 17 ساعت و 10 دقیقه با چشم غیر مسلح و در تاریخ 27 اگوست 2003 هلال صبحگاهی جمادی الثانیه را با چشم مسلح به اتفاق دوستانم در جاده قم با سن منفی 15 ساعت و چهل دقیقه رویت کردم سه رکورد بین المللی از چهار رکورد جهانی را در اختیار دارم ودر تاریخ 31 ژانویه 2014 هلال ماه ربیع الثانی را با سن 16 ساعت و 45 دقیقه با جشم غیر مسلح رویت و نفر سوم در جهان را کسب کنم ، اینها رکوردهای سن بودند که مهمترین رکورد در دنیاست البته رکورد وداع تا دیدار ، رکورد جدایی و رکورد ارتفاع کم نیز بنده در پرونده ام دارم .

بیش از 14 سال است که عضو موسس گروه غیر حرفه ای رویت هلال ماه هستم و حدود نه سال است که سایت گروه غیر حرفه ای رویت هلال ماه را به کمک جناب آقای مهرجو اداره میکنیم مقالات زیادی در نشریات مجله نجوم – مجله آسمان شب – اغلب روزنامه ها – چندین مقاله در کتاب تحقیقات اسلامی – سلسله مقالات رویت هلال ماه – نقدب بر معیارهای رویت هلال ماه در جهان – پرسش و پاسخ و کارهای دیگری در این زمینه رویت هلال ماه توسط نگارنده انجام گرفته.

https://telegram.me/iranastronomy
هم اکنون