سالروز رحلت پيام آور اخلاق و مهربانی حضرت محمد(ص)؛ شهادت سمبل بخشندگي و گذشت امام حسن مجتبي(ع) و شهادت امام رضا(ع) بر دوستداران و رهروان واقعي اين بزرگواران تسليت باد. روابط عمومي    
 چهارشنبه 1 آذر 1396 | 3 ربيع الاول 1439 | 22 نوامبر 2017
مسير :
»
»
»
قدر استاد نکو دانستن...

قدر استاد نکو دانستن...
يكشنبه 14 اسفند 1390 - 02:30 | شاخه : | 4886 بازدید | 0 دیدگاه
قدر استاد نکو دانستن...
به بهانه سالروز درگذشت استاد فقيد سرکار خانم دکتر طريان- امير فراقي به نام خدا انگارهمين ديروز بود که به برکت وجود اعضاي خوب انجمن نجوم آماتوري ايران متوجه شديم سرکار خانم دکتر طريان در نزديکي مان و در آسايشگاه سالمندان توحيد بستري شده اند و چه مديريت و پرستاران صميمي که هم استاد را مهربانانه پذيرا بودند و به او عشق مي ورزيدند و هم منجمان آماتور محفل عشقي براي ديدار اين پيرطريق  و استاد راه يافته بودند و به ملاقات او مي رفتند تا جايي که رسانه ها نيز با خبر از ايشان بخوبي ياد نمودندو الگويي شد تا دانشگاه تهران از اين استاد فرزانه وبانوي ايراني تجليلي در خور بعمل آورد. در هر صورت در زمان حيات استاد بارها و بارها مديريت و اعضاي انجمن نجوم آماتوري ايران در مرکز سالمندان مذکور بر سر بالين استاد حاضر مي شدند و ساعاتي او را به ياد محافل دانشگاهي و کلاس و تدريس مي بردند و گزارشهاي برخي از اين ديدارهاي که با حس خاصي تهيه مي شد در اين پايگاه اينترنتي قرار مي گرفت. با اعلام درگذشت استاد گروه ويژه اي از انجمن نجوم آماتوري ايران در کليساي مريم مقدس و در مرامراسم تشييع پيکر اين بانوي استاد ايراني حضور يافتند. آنچه که در ادامه مي آيد متن زيبايي است از آقاي امير فراقي که در همان زمان در محافل مختلف علمي و همايشهاي انجمن نجوم آماتوري ايران به حاظران ارايه مي کردند و اکنون اين متن زيبا به بهانه 14 اسفند سالروز درگذشت استاد به محضر شما شيفتگان دانش و انديشمندان امروز و گذشته ايران تقديم مي گردد. باشد که همچون پدران مان که الگويي براي قدر شناسي در غرب شدند، بجاي تضييع و تحقير، قدر دان متفکران ديروز و امروز ايران پرافتخار باشيم. قدر استاد نکو دانستن... گزارشي از ملاقات با خانم دکتر آلينوش طريان اولين بانوي استاد فيزيک ايران همراه با آقاي محسن شباني مدير پايگاه اينترنتي انجمن نجوم آماتوري ايران در چهارشنبه اي پاييزي راهي سراي سالمندان  توحيد شديم براي ملاقات يکي از مفاخرنجوم  ايران ،که امروز در طبقه دوم ساختماني در حوالي ميدان توحيد تهران در اتاقي به نام سنبل روزگارپاييزي عمر خود را سپري مي کند. او روزگاري اولين بانوي استاد فيزيک در ايران بود،اکثر اساتيد فيزيک حال حاضر زماني شاگرد اين بانو بوده اند؛ خانم دکتر آلينوش طريان. وارد محيط شديم ،کفشها را درآورديم. آقاي حسيني مسئول سراي سالمندان توحيد ما را به داخل فرا مي خواند. آنجا بانويي سپيد موي خيره به پنجره بر روي تختي نشسته است،دوباره نگاهي به سالمندان مي اندازم محيطي تميز با آهنگي ملايم شبيه به مهدهاي کودک ولي انگار گرد سپيدي بر افراد اين مهد پاشيده اند.وارد اتاق مي شويم بانو آلينوش طريان با لبخندي زيبا به ما خوش آمد مي گويد، تعجب مي کنم بر خلاف شنيده هاي اخير خانم دکتر طريان بسيار شاداب بود. صحبت را شروع مي کنيم؛ در ابتدا خانم دکتر به خاطر بيماري آلزايمر ما را با دانشجويانش اشتباه مي گيرد وما افتخار مي کنيم . پرسيدم خانم دکتر چرا سوربن فرانسه را رها کرديد ؟ او گفت: چون من بي وفا نيستم ، در آن زمان مملکت به من نياز داشت ، اين بي وفايي است که ما آنجا برويم و کشور را فراموش کنيم.اما اعتقاد داشت براي پيشرفت تحصيل در آنجا مفيد است.از او پرسيديم:اولين بانوي فيزيک ايران شدن سخت نبود؟ آيا آقايان اساتيد شما ناراحت نشدند؟ آيا مانع پيشرفت شما وادامه تحصيل در اروپا نشدند؟ با نه محکمي به ما پاسخ داد و گفت: استادان من، مرا بسيار حمايت کردند. صحبت درباره فيزيک خورشيدي شروع شد.درتمام صحبت لبخند از لبانش محو نمي شد و با شور و حرارت با ما سخن مي گفت و سوالات ما را جواب مي داد؛ تا اينکه به او گفتيم رصد خانه خورشيدي را خراب کردند؛ لبخند از لبانش پاک شد به قول اخوان ثالث:"اين نخستين بار شايد بود کان کليد گنج مرواريد او گم شد" برافروخت ، سر را به نشانه عصبانيت تکان داد ؛ آخر او براي پاي گرفتن رصدخانه خورشيدي تلاش هاي بسيار کرده بود. از او تقاضاي نصيحتي مي کنيم ، مي گويد هر رشته اي که دوست داريد ادامه بدهيد و در آن پيشرفت کنيد. ديگر وقتمان پايان يافته است. اما او هنوز انرژي دارد ، براي بانويي با سني بالاي 8سال بسيار عجيب است اينگونه سخن گفتن. نگاهي به ديوار مي اندازم لوح هاي تقدير بسياري از انجمن ها ، تشکل هاي گوناگون و ... آنجا نصب شده است. از او خداحافظي ميکنيم و او با لبخند اين بار ما را بدرقه مي کند. دوست عزيزم محسن شباني به ايشان مي گويد : خانم دکتر اگر ما را يادتان مي ماند من محسن شباني هستم و ايشان امير فراقي، سر را تکان مي دهد دوباره لبخند مي زند نمي توانيم از او دل بکنيم در اين چند دقيقه به او وابسته شده ايم. اما چه کنيم اين قانون آنجاست. در طبقه پايين دفتر سراي سالمندان توحيد با آقاي حسيني درباره وضعيت خانم دکتر صحبت مي کنيم مي گويد: حال خانم دکتر خوب است. دائماً فيزيوتراپي مي شود.واقعاً از چهره خانم دکتر طريان اين مطلب هويدا بود ، هوشياري وي به گونه اي بود که جزييات را به طورکامل بيان مي کرد ، با صدايي گرم و رسا و چهره اي شاداب ،اصلي ترين مشکل او آلزايمر است. سراي سالمندان را ترک مي کنيم. اما... آيا جاي چنين بانويي در ميان ما خالي نيست؟ جايگاه معنوي  بانويي عالم،آگاه،غيور و ميهن پرست کجاست؟ چرا نهادها ، سازمان ها و مهمتر از همه دولت و دانشگاهيان يادي از خانم دکتر نمي کنند؟ چرا نام او در کتاب هاي ما نيست؟ او هنوز زنده است، درکنار ماست ، در گوشه اي از شهر ، حالش خوب است بد نيست؛ هنوز فرصت باقي است براي نکوداشت اينگونه اساتيد، مواظب باشيم ؛ چه ناگهان زود دير مي شود! گفت استاد مبر درس از ياد ياد باد آنچه به من گفت استاد ياد باد آنکه مرا ياد سوخت آدمي نان خورداز دولت ياد هيچ يادم نرود اين معني که مرا مادر من ، نادان زاد پدرم نيز چو استادم ديد گشت از تربيت من آزاد پس مرا منت از استاد بود که به تعليم من ايستاد،استاد هرچه ميدانست آموخت مرا غير يک اصل که ناگفته نهاد قدر استاد نکو دانستن حيف استاد به من ياد نداد با احترام و فروتني اميرفراقي وايقان لينکهاي مرتبط: گزارش سرکار خانم صنم ايوبي از اعضاي فعال انجمن نجوم آماتوري ايران گزارش برنامه رصدي هفته جهاني ستاره شناسي در خانه سالمندان توحيد(به ياد استاد)


اشتراک گذاری در:

بیان دیدگاه

- لطفاً نام و دیدگاه‌ خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- سایت انجمن نجوم آماتوری ایران مجاز به ویرایش ادبی دیدگاه‌ها است.
- دیدگاه‌هایی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی و موارد مغایر با قوانین کشور باشند منتشر نخواهند شد.
- دیدگاه‌ها پس از تأیید منتشر می‌شوند.
نام:(اجباری)
رایانامه:(اجباری)
دیدگاه:

کد امنیتی:
(از چپ به راست)
https://telegram.me/iranastronomy
هم اکنون