مسير :
»
»
»
به بهانه 13 شهريور سالروز بزرگداشت بيروني(خورشيد خوارزم)

به بهانه 13 شهريور سالروز بزرگداشت بيروني(خورشيد خوارزم)
جمعه 12 شهريور 1389 - 02:30 | شاخه : | 1334 بازدید | 0 دیدگاه
انجمن نجوم آماتوري ايران همه ساله سعي نموده است با بزرگداشت ياد دانشمندان ايراني، عموم مردم وبويژه جوانان و نوجوانان را با اين مفاخر علم وانديشه بيش از پيش آشنا نمايد. در اينجا ضروري است ياد آور شويم كه اطلاع رساني اين برنامه هاي انجمن كه تعداد انها در طي سال كم نيست، عموماً ازسوي پايگاه اينترنتي اين مركز و برخي خبرگزاري ها و رسانه هاي نوشتاري و شنيداري انجام اما عدم اطلاع رساني اين حركتهاي بزرگ كه با حضور اساتيد، اعضا  و شيفتگان دانش اختر شناسي برگزار مي شود از سوي تنها برنامه نجومي سيما! در رسانه ملي كه بايد در اختيار عموم جامعه باشد جاي بسي تاسف دارد و مسلماً نقطه سياهي در اطلاع رساني جامع رويدادهاي داخلي محسوب مي شود اما خوشبختانه همايشهاي برگزار شده از اقبال عمومي بسيار خوبي برخوردار بوده است. لازم به ذكر آنكه متاسفانه طي دو سال اخير به علت انطباق مناسبت 13 شهريور سالروز بزرگداشت خورشيد خوارزم با ماه مبارك رمضان وبرخي مشكلات موجود  نتوانسته ايم نسبت به برگزاري همايشي در خور اقدام نماييم كه انشااله مبادي ذيربط، شيفتگان تاريخ علم و سراهاي فرهنگ به كمكمان آمده و در سالهاي آتي چنيني گاميهايي را مجدداً بهتر از گذشته برداريم.
خوب است ياد آور شويم در انتشار تمبر هاي سال جهاني نجوم به آثار بيروني نيز توجه شده بود. اين اقدام كه به پيشنهاد كميته فرهنگ و تمدن اسلام وايران و با پيگيريهاي انجمن نجوم آماتوري ايران به انجام رسيد، براي هميشه سال جهاني نجوم را با اقدامي بزرگ در كشور و با ياد انديشمندان نجوم ايراني اسلامي در جهان ماندگار نمود. اين حركت با همكاري خوب شركت پست جمهوري اسلامي همراه و رونمايي آن با حضور آقاي دكتر علي اكبر ولايتي در ويژه برنامه 5 اسفند88 كه از سوي انجمن نجوم اماتوري ايران برگزار شد، به انجام رسيد كه باز هم از جمله ديگر برنامه هاي بدون انعكاس در برنامه نجومي سيما!!! بود.
امسال عليرغم عدم برگزاري همايش از سوي اين انجمن مناسب ديديم با يادي از اين آفتاب شرقي، گامي هر چند كوچك براي معرفي اين عالم بزرگ ايراني برداشته و ايشان را به محضر شما انديشمندان معرفي نماييم.
   ابوريحان محمد بن احمد بيروني ، نابغه نامدار ، نمونه مثالي زدني متفکران هوشيار و معتقد ايراني و بي شک يکي ازبزرگترين دانشمندان جهان درتمامي اعصار است . اين محقق جسور در سوم ذي حجه سال 362 هجري قمري در «بيرون» خوارزم (ناحيه? مصب آمودريا در ساحل جنوبي درياچه آرال) در خانواده اي خوارزمي تبار ، گمنام و شيعه مذهب (احتمالاً شيعه زيديه) به دنيا آمد . وي سالهاي آغازين عمر را در زادگاهش سپري کرد و به خوارزمشاهيان معروف به آل عراق که در «کاث» فرمانروا بودند ، پيوست . ابونصر منصور بن علي عراق که از خاندان شاهيه? خوارزم واز رياضيدانان و منجمان بزرگ ايراني بود ، تعليم و تربيت بيروني را بر عهده گرفت وبعدها رساله هاي مختلف رياضي خويش را به نام و براي شاگرد دانشورش نوشت .  
 زندگينامه? ابوريحان بيرونيابوريجان از همان آغاز جواني مشغول تحققيق و تأليف شد. خودنوشته است که در حدود سال ??? هجري قمري، يعني هنگامي که تقريباً ?? ساله بود ، به رصد مي پرداخت . وي همچنان با ديگر دانشمندان هم عصرش مراودات و مکاتبات علمي داشت و مکاتبات علمي بيروني و ابن سينا با يکديگر بسيار مهم و معروف است . ابوريجان تا حدود 23 سالگي در خوارزم و ظاهراً در رصد خانه ايمشغول تحقيق بود و حدوداً در سال 385 هجري قمري، پس از انقراض خاندان آل عراق به دست مأمون بن محمد ، والي جرجانيه (گرگانج) ، و قتل ابو عبدالله محمد بن احمد ،آخرين حکمران آل عراق ، به ناچار زادگاهش را ترک کرد و تا چند سال از شهري به شهرديگر رفت . در خلال همين سفرها به ري رفت و چنان که خود در مقدمه? کتاب مقاليد علمالهيئه نوشته است ، در آنجا با ابو محمود خجندي و کوشيار بن لبان گيلي ملاقات کرد . بيروني در ري دچار تنگدستي و پريشانحالي بود و خود در اين بارهحکايت جالبي را در آثار الباقيه نقل کرده است که ما نيز به خلاصه اي از آن اشاره مي کنيم . روزي بيروني در ري با يکي از منجممان آن شهر رو به روه شد ودريافت که وي در پاره اي از محاسبات نجومي خود اشتباه مي کند . بيروني خطاي منجم راتذکر داد و منجم ، که اطلاعات علميش بسيار کمتر از بيروني بود و خود نيز احتمالاًاين مسئله را مي دانست ، به جاي پذيرش نقص کار ، با تکبر فراوان ابوريحان را تحقيرو گفته? او را تکذيب کرد . بيروني متوجه شد که دليل رفتار غير منطقي آن منجم ،توانگر بودن خود او و فقر بيروني است . جالب تر اين که بعدها ، وقتي بيروني ازتنگدستي رهايي يافت ، منجم نظر او را تصديق کرد . ابوريجان از ري به طبرستان و نزد مرزبان بن رستم از اميرزادگانآل باوند و صاحب کتاب مرزبان نامه رفت و کتاب مقاليد علم الهيئه را به نام او نوشت . همچنين مدتي نزد منصور دوم پسر نوح ساماني روزگار گذراند واز حمايت او برخوردارشد. در سال 387 هجري قمري ظاهراً به خوارزم برگشت و با ابوالوفامحمد بن محمد بوزجاني ، که در آن هنگام در بغداد بود ، مکاتبه کرد و آن دو بايکديگر قرار گذاشتند که همزمان در بغداد و خوارزم ، ماه گرفتگي را رصد کنند . ابوريحان در سال 388 هجري قمري به گرگان رفت و در دربار شمس المعالي قابوس بن وشمگير ، امير آل زيار ، از او به گرمي استقبال شد .قابوس مردي بافرهنگي و اديبي فاضل بود و به عربي و فارسي شعر مي سرود و در دربارش دانشمندان جايگاهي رفيع داشتند . بيروني کتاب آثار الباقيه را که نخستين کتاب مشهور و عظيم اوبه عربي و درباره? گاهشماري است ، به نام شمس المعالي تأليف کرد . دانشمند ما حدودسال ??? هجري قمري به زادگاه خود بازگشت و در جرجانيه يا گرگانج (در شمال غربي خوارزم) به دربار ابوالعباس مأمون بن مأمون خوارزمشاه پيوست و در آنجا مقامي بلنديافت . سلطان محمود در مراجعت به غزنه در سجستان (افغانستان) در بهارسال ??? هجري قمري بيروني و جمعي از فضلا و اهل عمل گرگانج را همراه خود به غزنه برد . ابوريحان از آن پس و به اجبار ، شهر غزنه را مرکز فعاليتهاي خويش قرارداد وشايد به صورت رسمي منجمي دربار محمود را به عهده داشت . در دوران سلطنت مردود بن مسعود ملقب به شهاب الدوله (پسر مسعودکه پس از قتل وي در سال ??? هجري قمري به قدرت رسيد) نيز بيروني مورد عنايت واحترام دربار بود و کتاب المجاهر في معرفه الجواهر ، در شناخت گوهرها و کانيها ، ازتأليفات اين دوره? اوست . آخرين اثر ابوريجان کتاب الصيدنه في الطب و درباره?داروشناسي است . به گفته? خودش در زمان تأليف اين کتاب ، بيش از هشتاد سال داشت واين مايه پويايي فکري و عزم علمي در چنين سني بسيار شگفت انگيز است . تاريخ فوت ابوريجان را سال ??? هجري قمري و محل فوتش را غزنه دانسته اند ولي منطقي به نظر ميرسد که وي کمي بعد از سال ??? هجري قمري فوت شده باشد ؛ زيرا همانطور که در بالاگفتيم ، خود او تصريح کرده است که در زمان نوشتن صيدنه ، بيش از هشتاد سال داشت واگر تاريخ تولد بيروني حقيقتاً سال ??? هجري باشد ، نمي توان مرگش را در سال ???هجري قمري دانست ؛ مگر اينکه ميلاد وي پيش از سال ??? هجري قمري باشد . ابوريحان شخصيتي اعجاب انگيز و منشور گونه داشت و بسيار پيشروتراز زمان خود به نظر مي رسيد . وسعت مشرب ، انصاف علمي ، ، دقت نظر ، دوري جستن ازتعصبات و اشتياق غير قابل وصف او براي درک ، تحصيل و تحليل فرهنگها ، افکار و علومجديد ، هويتي نسبتاً متفاوت با فرهنگ غالب آن روزگار به اين محقق شهير بخشيده بود . بيروني رياضيدان ، ستاره شناس ، جغرافيدان ، مورخ ، مردم شناس ،دين شناس و فيزيکداني بزرگ بود و تقريباً در همه? علوم زمان خويش به جز کيميا (شيمي) محققي نکته سنج به حساب مي آمد و همواره با خرافات به مبارزه مي پرداخت . بسياري از دانشمندان غرب و شرق از وي به عظمت ياد کرده اند و شخصيت پيشرو و منتقدش را با عباراتي به ياد ماندني ستوده اند . اين حکيم نامدار ، روحي وارسته و طبعي بلند داشت . روايت کردهاند که وقتي تأليف کتاب قانون مسعودي به پايان رسيد ، سلطان مسعود غزنوي يک بارِفيل نقره براي بيروني هديه فرستاد ولي وي آن را به خزانه? حکومت بازگرداند و گفت : «مرا به اين مال نيازي نيست ، زيرا عمري به قناعت زندگي کرده ام و خوش ندارم پس ازاين روشي ديگر در پيش گيرم» . بيروني تا آخرين لحظه? عمر در پي آموختن بود و شايد نقل آنحکايت بسيار معروف و آشنا ، همچنان خالي از لطف نباشد . در آخرين ساعت حيات اين متفکر بزرگ ، وقتي نفسهايش به شمارهافتاده بود ، دوست فاضلي بر بالين وي حاضر شد . ابوريحان با ضعفي که تمام وجودش رافرا گرفته بود ، از دوستش مسئله اي پرسيد . آن مرد اندوهگينو شگفت زده گفت : «اکنون چه جاي چنين پرسشي است ؟» و ابوريجان زمزمه کرد : «بدانم و بميرم بهتر استندانم و بميرم ؟» آن دوست پاسخ مسئله را توضيح داد و آنجا را ترک کرد ولي هنوز چندقدمي بيشتر نرفته بود که شيون از خانه? بيروني برخاست . ابوريحان در تمام ايام سال به جز نوروز و مهرگان و روزهايي که به ضرورتي کار خويش را تعطيل مي کرد ، مشغول محقيق وتفحص بود . از ويژگيهاي چهره وظاهر بيروني نيز مانند بيشتر بزرگان اين کشور ، اطلاعات زيادي در دست نيست و تنهاهمين قدر مي دانيم که او چهره اي گندمگون ، شکمي بزرگ و ريشي انبوه داشت .  
 
 ميراث علمي و فرهنگي ابوريجان بيرونيدر سال 427 هجري قمري ، ابوريجان بنابر خواهش شخصي ، فهرستي ازآثار محمد بن زکرياي رازي ، پزشک ، شيميدان و فيلسول و الا مقام سده هاي سوم وچهارم هجري قمري ، فراهم کرد و به دنبال آن فهرست عناوين 113 جلد از کتاب و رسالاتيکه خود تا به آن هنگام نوشته بود نو همچنين اسامي ??جلد کتاب يا رساله اي کهديگران به نام وي نوشته بودند، آورد . بنابر اين مشخص است که ??? اثرياد شده، شامل همه? آثاراين محقق بزرگ نيست ؛زيرا وي سالها بعد ازاين تاريخ زنده بود و تا آخرين روزهاي زندگي مي نوشت . بر اساس تحقيقات گسترده? پژوهشگراني که در صد ساله? اخير آثاربيروني را گردآوري ، ترجمه و بررسي کرده اند (و به عنوان يک ايراني با شرمندگي بايداضافه کنم که درباره? اين دانشمند نيز مانند ديگر دانشمندان ما تقريباً دقيق ترين واصولي ترين پژوهشها از آنِ غربيها است) نوشته هاي وي در مي توان در حدود ??? تا ???عنوان تخمين زد و ظاهراً تنها ?? جلد از اين آثار از دستبرد حوادث محفوظ مانده است . تنوع موضوعي اين کتب و رسالات از وسعت معلومات ابوريحان حکايت مي کند . اين آثار در زمينه? حساب ، هندسه ، مثلثات ، ستاره شناسي ، نقشه کشي ،فيزيک ، مکانيک ، جغرافيا ، تاريخ ، گاهشماري ، دين شناسي ، اسطوره شناسي ، پزشکي ،کاني شناسي ، زبان شناسي ، ادبيات ، فلسفه و … تأليف يا ترجه شده اند . ابوريجان کتاب التفهيم لاوائل صناعه التنجيم را به هر دو زبان فارسي و عربي نوشت و در نوشتن متن فارسي آن نهايت ذوق ادبي را به کار برد . اين کتاب به همراه دانشنامه? علايي ابن سينا و تعدادي ديگر از آثار فارسي سده هاي چهارم و پنجم هجري قمري زمينه اي فراهم آوردند تا به مرور زمان زبان فارسي بتواند به عنوان دومين زبان علمي و فلسفي جهان اسلام مطرح شود . التفهيم شامل پنج باب است و بابها به ترتيب ، موضوعات زير رادر بر مي گيرند : هندسه ، حساب و جبر و مقابله ، هيئت و جغرافيا و بوم شناسي ،اسطرلاب ، احکام نجوم . بيروني در هر يک از اين پنج باب ، اصطلاحات مربوط به علم يافن مورد بحث را به شکل سئوال و جواب شرح داده است . به اين ترتيب ، التفهيم گنجينه گرانبهايي از اصطلاحات علمي را شامل مي شود که با کمال دقت و مهارت و با عباراتي کوتاه تعريف شده اند . کتاب مقاليد علم الهيئه (يعني کليدهاي دانش ستاره شناسي) نخستين کتابي است که درباره? مثلثات کروي و مستقل از علم نجوم نوشته شده است . نام اين اثرنشان مي دهد که بيروني ، مثلثات کروي را کليد فهم ستاره شناسي مي دانست . کتاب راشيکات الهند بيروني کتابي است کوچک که درباره? نسبت وتناسبت نوشته شده و در تاريخ رياضي بسيار اهميت دارد . بيروني در اين کتاب ، آنچهرا که درباره? نسبت و تناسب در رياضيات هندي مي دانست ، با آنچه در اين باره ازرياضيات يوناني به دست او رسيده بود ، تلفيق کرد و چنين کاري تا پيش از آن سابقه نداشت . بيروني چند روش براي تصوير نقاط متعلق به سطح کره بر يک صفحه اختراع کرده است . محاسبه? تقريبي وتر يک درجه و مقايسه? نتيجه محاسبات خود بامحاسبات بطلميوس در اين مورد از ديگر تلاشهاي ارزشمند ابوريجان محسوب مي شود . مقدار تقريبي نسبت قطر دايره به محيط آن (n/? ) را دانشمند مابا روشي جديد به دست آورد و اندازه? تقريبي ضلع نُه ضلعي منتظم محاطي را به وسيله حل معادله ?x = x? + محاسبه کرد . بيروني نه تنها رياضيات نظري و کاربردي يوناني وهندي را به خوبي مي دانست ، بلکه مباحث مطرح شده در اين زمينه را تحليل و نقد ميکرد . او تعدادي از آثار رياضي و نجوم هنديان را به عربي برگرداند و بعضي از آثارمهم رياضي يونان را به سانسکريت ترجمه کرد . بيروني به طالع بيني و پيشگويي بر اساس وضعيت ستارگان و صورفلکي ، که به آن علم احکام نجوم مي گفتند ، هيچ اعتقادي نداشت ؛ هر چند که اين فنرا به کمال مي دانست و در دربار محمود غزنوي نيز از اين راه روزگار مي گذراند . بيروني در کتاب تحقيق مالهنه که اثري است فوق العاده نفيس و بي مانند در عصر خويش (و دقيق ترين و جامع ترين متني محسوب مي شود که تا آن روزدرباره? فرهنگ ، علم ، فلسفه ، اسطوره ، خرافه ، مردم شناسي ، جامعه شناسي ، دين شناسي تطبيقي ، آداب و رسوم ، ويژگيهاي جغرافيايي ، تاريخ و … کشور هندوستان نوشته شده) نظريه? بسيار پيشرفته اي درباره? علل پيدايش سرزمين هند از ديدگاه زمين شناسي ارائه مي دهد . اين محقق بزرگ در کتاب المجاهر في معرفه الجواهر که درباره?شناخت گوهرها (سنگهاي قيمتي) و فلزات نوشته شده است ، علاوه بر معرفي حدود ??? نوعکاني و سنگ و بيان آراء حکماي ايراني ، يوناني و … در اين باب ، آزمايشهاي خود رادرباره? خواص الماس ، زمرد و … شرح مي دهد . کتاب الصيدنه في الطب ابوريحان که فرهنگنامه? بسيار ارزشمندي درباب داروشناسي است ، فهرستي از داروهاي گياهي ، جانوري ، و کاني آن روزگار را شاملمي شود و از معتبرترين کتب مرجع طب سنتي ما به شمار مي آيد . اين شاهکار کم نظير ،ما را به سنت قديمي داروشناسي ايراني آشنا مي کند . بيروني در تنظيم اين اثر ،علاوه بر بررسي کليه? کتب داروشناسي ايراني ، از منابع بابلي ، يوناني ، سرياني ،هندي و عربي نيز استفاده کرده است . در اينجا بايد يادآوري کرد که ابوريحان علاوه بر زبان فارسي که زبان مادري او بود ، زبان عربي سانسکريت و سرياني را به کمال مي دانست و با زبان يوناني و عبري نيز آشنايي داشت . کتاب عظيم و بي بديل آثار الباقيه عن القرون الخاليه را بيروني در باب گاهشماري نوشت و در اين اثر ، تقديم اقوام وپيرامون اديان و مسلک گوناگون را بررسي و با يکديگر مقايسه کرد و مبدأ تواريخ مختلف، روشهاي تبديل تواريخ به يکديگر و ايام و شيوه هاي روزه داري ، جشن و سوگواري معتقدان به اديان و آيينهاي متنوع را توضيح داد . در اين کتاب ، اسامي پيامبران ازآدم تا خاتم ، فهرستي از وقايع زندگي پيامبر اسلام (ص) به ترتيب زمان ، نامهاي پادشاهان ، دودمانهاي شاهي ايران ، مصر ، بابل و روم و تواريخ مربوط به هر يک و … وبه شکل جداول بسيار دقيق تنظيم شده است . 
به نقل از پايگاه اينترنتي آفتاب


اشتراک گذاری در:

بیان دیدگاه

- لطفاً نام و دیدگاه‌ خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- سایت انجمن نجوم آماتوری ایران مجاز به ویرایش ادبی دیدگاه‌ها است.
- دیدگاه‌هایی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی و موارد مغایر با قوانین کشور باشند منتشر نخواهند شد.
- دیدگاه‌ها پس از تأیید منتشر می‌شوند.
نام:(اجباری)
رایانامه:(اجباری)
دیدگاه:

کد امنیتی:
(از چپ به راست)
https://telegram.me/iranastronomy
هم اکنون