** اول امرداد و تشکیل انجمن نجوم آماتوری ایران، یادآور شکوه همراهی اعضای فعال شیفته آسمان برای تقسیم عشق آسمانی خود با همه مردم خوبمان، بر کلیه همراهان صمیمی مروج این دانش کهن و جذاب فرخنده باد. روابط عمومی**    
 دوشنبه 2 اَمرداد 1396 | 29 شوال 1438 | 24 جولاي 2017
مسير :
»
»
»
افسانه هاي صور فلکي (2)

افسانه هاي صور فلکي (2)
پنجشنبه 19 دي 1387 - 16:16 | شاخه : | 1823 بازدید | 0 دیدگاه

 
اين مطلب که در پي مي آيد کار يکي از دانش پژوهان ساعي انجمن است که شما را با نگاه ديگري با صور فلکي آسمان مانوس مي کند. اميدواريم مطالب تکميلي و نظرات مفيد خودتان را براي تکميل اين سلسله مطالب به ما منعکس تا به زيباييهاي آسمان بالاي سر با ديدي همه جانبه و با نگاهي فراگير توجه کرده باشيم.   هنگامي که شب ها به آسمان چشم مي دوزيم اگر از محيط پر سر و صداي شهر نيز فاصله داشته باشيم ستاره هاي بسياري مي بينيم . اين ستاره ها در طول تاريخ زندگي بشر نيز همواره با او بوده اند . شايد تا کنون اسم صورت هاي فلکي را شنيده باشيد. راستي صورتهاي فلکي چه هستند؟ اين سئوالي است که به ذهن همه شما مي رسد . براي پاسخ اين پرسش ابتدا مفهوم ستاره را تعريف مي کنيم ما هرروز صبح با نور خورشيد از خواب بلند مي شويم و تا وقتي که خورشيد غروب مي کند مشغول فعاليت علمي، بازي  و يا کار هستيم .خورشيد مثل يک توپ بزرگ هنگام ظهر در وسط آسمان پيداست . بايد گفت که خورشيد يک ستاره است که به ما انرژي و گرما مي دهد . ستارگان نيز که در آسمان شب مي درخشند خورشيد هاي ديگري هستند که از ما بسيار دورند و به آنها ثوابت هم مي گويند .بعضي از ستاره ها بسيار نوراني اند ولي بعضي کم سو که به زحمت مي توان آنها راديد . بعضي از اين ستاره ها نيز قدر روشنايي زيادي دارند حتي از خورشيد ما نيز نوراني تراند. قدر به ميزان درخشندگي يک ستاره مي گويند. اجداد ما به هنگامي که شب ها به آسمان نگاه مي کردند اين خورشيدها را مي ديدند و در ذهن خودشان با کمک تخيل با به هم وصل کردن اين ستاره ها ، صورت فلکي را به وجود آوردند و تاکنون 88 نوع صورت فلکي طبقه بندي شده است. بعضي از اين صورت هاي فلکي برابر با افسانه هاي يونان ، مصر و بابِل باستان به وجود آمده اند .صورت هاي فلکي نقش مهمي در زندگي اجداد ما و حتي خودمان نيز دارند . براي مثال تشخيص شمال در شب ها توسط ستاره  قطبي براي کاروانان و دريانوردان گذشته امري حياتي بوده زيرا ستاره قطبي تنها ستاره اي است که از جاي خودتکان نمي خورده است . اولين صورت فلکي دايره البروج حمل است .
 
* صورت فلکي ثور(گاو) : صورت فلکي ثور يکي از زيباترين صورت فلکي است و در عهد بابل باستان هم شناخته شده بود . افسانه هاي بابلي حکايت از اين دارند که ايشتار الهه عشق بابل به آسمان رفت تا گيلگمش قهرمان اسطوره بابلي را که به نداي عشق او پاسخ نداده بود رانابود سازد . اما افسانه هاي يوناني مي گويند زئوس (زوس ) بزرگترين خداي يونان خود را به گاوي تبديل کرد و دختر پادشاه را که اروپا نام داشت با خود ربود و به جزيره کرت در درياي مديترانه برد. اروپا از زئوس صاحب پسري به نام مينوس شد که تمدن مينويي مديون اوست. در کنار قصر مينوس ساختماني با راه پله هاي پيچ در پيچ بود که در اين ساختمان هيولاي بنام مينوتاروس بود که از گوشت انسان تغزيه مي کرد که به دست قهرمان بزرگ يونان تزوس به قتل رسيد که ثور يادآور اين افسانه است. هم چنين در صورت فلکي ثور مي توان خوشه پروين را ديد که به هفت خواهر نيز مشهور است. افسانه ها مي گويندکه آنان هفت دختر اطلس کبير بودند ( اطلس خدايي بود که جهان را بر دوش خود داشت ) جبار شهوت پرست هم که همواره دنبال اين هفت دختر بود تا آنکه زئوس همه اين خواهران را به آسمان منتقل کرد .
 
 
*صورت فلکي حمل :  بره يا قوچ ، در زماني صورت فلکي بوده است که هنگام اعتدال بهاري که خورشيد از آن نقطه عبور مي کرده زيباترين فصل سال بوده و مردم کهن در اين صورت نشانه بهره دهي و باروري از گوسفندان خود مي ديدند. پس اين صورت فلکي براي مردم شناخته تر بود و داستان هاي زيادي درباره اش گفته اند . يکي از شيرين ترين افسانه ها درباره حمل داستان قوچ پشم طلا است که از مردم يونان سر چشمه مي گيرد . در زمانهاي دور پادشاهي به نام آتاماس در يونان زندگي مي کرد . او با زني که بانوي ابرها بود به نام نفله ازدواج کرد و از او دو فرزند که يکي پسر به نام فريکسوس و دختري به نام هله حاصل شد. اما مدتي بعد آتاماس ،نفله را طلاق داد و با زني به نام اينو ازدواج کرد .
 
اينو نامادري بد جنس و ظالمي براي هله و فريکسوس بود و آنان را به شدت آزار و اذيت مي کرد .روزي اينو زنان سرزمين خودش را قانع کرد که دانه هاي گندم را تفت بدهند و در خاک بکارند تا گندم ها رشد نکند و مردم با خطر قحطي رو به رو شوند. هنگامي که آتاماس اوضاع را اين گونه ديد دستور داد دو پيک پيش روحاني بروند و از او راه حل مشکل قحطي را بپرسند اما ايندو  دوپيک را تطميع کرد و به آنها گفت که به شاه آتاماس بگويند که مشکل حل نمي شود مگر با قرباني کردن فريکسوس در محراب خداي خدايان زئوس . شاه نيز که حرف مزدوران ايندو را نپذيرفت فريکسوس را زنجير کرد و او را براي قرباني کردن آماده ساخت اما وي قرباني نشد زيرا قوچي با پشم طلايي از سوي نفله بانوي ابرها ظاهر شد. اين قوچ مي توانست سخن بگويد . فريکسوس وهله سوار بر پشت بره به پرواز در آمدند .سفر از اروپا به آسيا بود اما در بين راه هله که کودکي بيش نبود از پشت قوچ سقوط کرد و در دريا غرق شد. قوچ همراه فريکسوس به پرواز در آمد به دورترين قسمت جهان به نام کلوخيس رسيد .پادشاه کلوخيس قوچ را قرباني کرد و پشم او را بر درختي انداخت که اژدهايي خطرناک از آن محافظت مي کرد. بعدها دريانوردي به نام لاسون با کشتي خود به نام آرگو قوچ را به يونان باز گرداند که به پاس کار وي روح قوچ به آسمان رفت و زئوس او را تبديل به ستاره کرد .
 
ادامه دارد ...  
 
 


اشتراک گذاری در:

بیان دیدگاه

- لطفاً نام و دیدگاه‌ خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- سایت انجمن نجوم آماتوری ایران مجاز به ویرایش ادبی دیدگاه‌ها است.
- دیدگاه‌هایی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی و موارد مغایر با قوانین کشور باشند منتشر نخواهند شد.
- دیدگاه‌ها پس از تأیید منتشر می‌شوند.
نام:(اجباری)
رایانامه:(اجباری)
دیدگاه:

کد امنیتی:
(از چپ به راست)
https://telegram.me/iranastronomy
هم اکنون